محمدتقى نورى

246

اشرف التواريخ ( فارسي )

نوعى تفريق افكند كه تا قيام ساعت و ساعت قيام امكان مواصلت نماند و دلاورى نبود كه زبان نيزه در گوش او آيهء « 1 » « اقتلوا » ( 128 ) نخواند . ز چاكاچاك خنجر سينه‌ها چاك * شده دلها به مرگ از كينه‌ها « 2 » پاك ز هرسو رشته‌هاى « 3 » عمر شيران * بريده تيغ برّان دليران كشيده جنگجويان سپه‌دار * به روى آشتى از تيغ ديوار و امر گرديد كه حسين خان سردار و محمّد خان بيگلربيگى و امير قليچ خان اويماق بيگى و آزاد خان هزاره و ابراهيم خان تيمورى و محسن خان قرايى و مهدى خان ما فى و طهماسب خان و سيف اللّه خان و على خان ما فى و حسن خان باجلان و تيمور خان پايروند « 4 » و فتح على خان كلهر و رضا خان و رشيد خان بهتويى و كاظم خان قليچى و اسماعيل خان و ذو الفقار خان و گلشير خان افغان و ساير امرا و خوانين دست چپ بىمحابا بر آن فرقهء ضلالت انتما تاخته ، بنيان قصر هستى ايشان را مانند دل سيه‌كاران خراب و ويران سازند . امراى مزبور و پيش‌تازان ( 93 ب ) سپاه منصور به محض آگاهى اوامر عليه به هيئت اجتماعى با سيوف دشمن شكر و اسنهء اژدهاپيكر بر آن گروه مكروه تاخته و سرهاى مخالفان را مانند گوى در ميدان گردان ساخته ، راه گريز در عرصهء ستيز بر مخالفان بستند و دست راست معاندين را چون دل ايشان به حملات متواتره درهم شكستند . ز هرسو گشته خنجرهاى خون‌ريز * به خون غمزهء « 5 » كافردلان تيز خدنگ شيرمردان سينه خسته * ز قتل سركشان در خون نشسته روان پيك اجل هرسوى چون تير * كه كرده خنگ گردان را عنان‌گير نايرهء « 6 » قتال به‌نوعى اشتعال يافت كه دل بهرام خون‌آشام درين رواق فيروزه‌فام بركشتگان « 7 » معركهء كارزار بسوخت و آتش جدال به مرتبه‌اى شعله‌ور شد كه از شدّت حرارت دشت و صحراى آن مرزوبوم مانند كرهء نار برافروخت . رؤساى تكّه جمعى كثير با

--> ( 1 ) . مج : « آيه » ندارد . ( 2 ) . مج : كينها . ( 3 ) . مج : رشتهاى . ( 4 ) . مج : پايره و نه . ( 5 ) . ملك : « غمزه » ندارد . ( 6 ) . مج : و نيران . ( 7 ) . ملك : كشته‌گان . ( همه‌جا )